اص
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اص . [ اَص ص / اِص ص / اُص ص ] (ع اِ) اصل . (مهذب الاسماء) (منتهی الارب ) (قطر المحیط). بن و بیخ . (آنندراج ). اساس . (قطر المحیط). ج، اصاص . (مهذب الاسماء) (منتهی الارب ) (قطر المحیط). اس ّ.
اص . [ اَص ص ] (ع مص ) درخشیدن چیزی . (منتهی الارب )(قطر المحیط). ◄ سخت گردیدن گوشت ناقه ومحکم شدن پیوستگی الواح آن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). سخت شدن گوشت ناقه و پیوستگی الواح آن، و پر شدن گوشت و بهبود یافتن و فربه شدن آن . (قطر المحیط). ◄ بسیارشیر شدن ناقه . (منتهی الارب ). ◄ شکستن چیزی . ◄ نرم کردن چیزی .(اقرب الموارد) (قطر المحیط). ◄ انبوهی کردن قوم با یکدیگر. (از قطر المحیط). تنگ بر یکدیگرآوردن . انبوهی کردن بعضی بر بعضی . (ناظم الاطباء).