اصیهب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اصیهب . [ اُ ص َ هَِ ] (اِخ ) آبی است نزدیک مروت در دیار بنی تمیم متعلق به بنی حمان (تیره ای از بنی تمیم ) که پیامبر (ص ) آب مزبور و چند آب دیگر را به حصین بن مشمت اقطاع فرمود هنگامی که اسلام آورد و در شمار وفدها نزد وی رفت . (از معجم البلدان ).
اصیهب . [ اُ ص َ هَِ ] (ع ص مصغر) تصغیر اصهب، بمعنی اشقر. (از معجم البلدان ). رجوع به اصهب شود.