اصیص
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اصیص . [ اَ ] (ع اِ) ظرف شکسته و بقولی نیم سبویی که در آن ریاحین کارند. (از اقرب الموارد). نیم خم . گلدان . آوند شکسته یا آن نصف سبوست که در آن ریاحین کارند. (منتهی الارب ). آوند شکسته و کوزه ای بشکل نصف سبو. (ناظم الاطباء). ◄ لگن و تغار و یا کاسه ٔ بزرگ که در آن بول کنند. (ناظم الاطباء). ظرف شب . لگن . شاشدان . تقاره . (از منتهی الارب ). باطیه که در آن شاشند. (از اقرب الموارد). ◄ بنای محکم . (از اقرب الموارد). بنای استوار. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ رعدة. (اقرب الموارد). لرزنده . (ناظم الاطباء). لرزه . (منتهی الارب ). ◄ بیم . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). زعر و انقباض . (مهذب الاسماء). ◄ نوعی زنبر و گل کش دوگوشه . (از منتهی الارب ). نوعی از آوند دوگوشه که در آن گل و لای کشند. (ناظم الاطباء).