اصهبی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اصهبی . [ اَ هََ بی ی ] (ع ص نسبی ) منسوب به اصهب . و تأنیث آن اصهبیة است . رجوع به اصهب و اصهبیة و اصهبیات شود.
اصهبی . [ اَ هََ ] (اِخ ) عوف بن کعب بن حرث بن سعدبن عمروبن ذهل بن مران بن جعفی بن سعد. تیره ای از جعفی است و منسوب به اصهب . و بسیاری به وی منسوب اند از آنجمله شراحیل بن شیطان بن حرث بن اصهب جعفی اصهبی، که قیس بن سلمةبن شراحیل از فرزندان اوست و وی را صحبتی است . (از اللباب فی تهذیب الانساب چ قاهره ص ٥٧).