اصم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اصم . [ اَ ص َم م ] (اِخ ) احمدبن محمود اصم لارندی کرمانی فقیه حنفی . متوفی بسال ٩١٧ هَ . ق . در لارند میزیست . او راست : تفسیر القرآن تا سوره ٔ المجادلة در ١٢ جلد. (از اسماءالمؤلفین ج ١ ستون ١٤٥).
اصم . [ اَ ص َم م ] (اِخ ) شمس الدین اصم درگزینی . از وزرای دولت سلجوقی بود. رجوع به تجارب السلف ص ١٨٢ شود.
اصم . [ اَ ص َم م ] (اِخ ) ارسلان خان، مکنی به ابومنصور. رجوع به ابومنصور اصم شود.