اصلاح یافتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اصلاح یافتن . [ اِ ت َ ] (مص مرکب ) مرمت شدن و معمور شدن . ◄ بهبود یافتن بیمار. (از ناظم الاطباء). ◄ تراشیده شدن موی سر یا پیراسته شدن موی سر و ریش و سبیل : گر چنین اصلاح خواهد یافت خط عارضش ناله ٔ مقراض در گوشش نوا خواهد شدن . اثر (از آنندراج ).