اصفر شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اصفر شدن . [ اَ ف َ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) زرد شدن : صحرا ز بیم اصفر شود چون چرخ در چادر شود. ناصرخسرو. و رجوع به اصفر شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اصفر شدن . [ اَ ف َ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) زرد شدن : صحرا ز بیم اصفر شود چون چرخ در چادر شود. ناصرخسرو. و رجوع به اصفر شود.