اصفاغ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اصفاغ . [ اِ ] (ع مص ) صفوف کنانیدن چیزی را، یعنی کسی را وادارکردن به اینکه چیزی را با دست بمالد. (منتهی الارب ).اقماح . (اقرب الموارد) (قطر المحیط). کف مال کردن .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اصفاغ . [ اِ ] (ع مص ) صفوف کنانیدن چیزی را، یعنی کسی را وادارکردن به اینکه چیزی را با دست بمالد. (منتهی الارب ).اقماح . (اقرب الموارد) (قطر المحیط). کف مال کردن .