اصغا فرمودن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اصغا فرمودن . [ اِ ف َ دَ ] (مص مرکب ) رجوع به اصغا و اصغا کردن شود: نوح منصور کلمه ای بسمع قبول اصغا فرمود. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص ٧٩).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اصغا فرمودن . [ اِ ف َ دَ ] (مص مرکب ) رجوع به اصغا و اصغا کردن شود: نوح منصور کلمه ای بسمع قبول اصغا فرمود. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص ٧٩).