اصعرار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اصعرار. [ اِ ع ِ ] (ع مص )اصعرار ابل ؛ شدید گردیدن شتر. (از اقرب الموارد).
اصعرار. [ اِ ع ِرْ را ] (ع مص ) گرد گردیدن از درد و ترنجیدن . و ضربه فاصعرر؛ ای استدار من الوجع مکانه و تقبض . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). اصعنرار. و رجوع به اصعنرار شود.