اصری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اصری . [ اَ ص ِرْ را ] (ع اِمص ) نیک عزیمت بر کاری و جِدّو ثبات و دوام بر آن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). صِرّی ̍. رجوع به صِرّی ̍ شود. یقال : انها منی صری ؛ ای عزیمة و جد، و در آن لغات است : اَصِرّی ̍ و صِرّی و اَصِرّی و... و هی مشتقة من الاصرار ای الاقامة و الدوام علی الشی ٔ. (از منتهی الارب ). و گاه گویند: کانت هذه الفعلة منی اَصِرّی، یعنی عزیمت . و اما صِرّی ̍ و اَصِرّی ̍، یای آنها به الف نقل شده است بنیت بیرون بردن آنها از فعل به اسم و اصل صری، اصری بود الف آن حذف شد و آن لغتی در صررت نیست . (از اقرب الموارد).
اصری . [ اَ ص ِرْ ری ] (ع اِمص ) رجوع به اَصِرّی ̍ و صِرّی ̍ شود.