اصدق
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اَ دَ) [ ع. ] (ص تف.) راست تر، راستگوتر.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اَ دَ) [ ع. ] (ص تف.) راست تر، راستگوتر.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اصدق . [ اَ دَ ] (ع ن تف ) راست تر. (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ راستگوتر. (ناظم الاطباء). راستگوی تر. صادق تر. ازدق : السیف اصدق انباءً من الکتب . متنبی . و فی الحدیث : اصدقهم [ای اصدق امتی ] حیاءً عثمان . ♦ امثال : اصدق ظناً من المعی . اصدق من القطا ؛ راستگوتر از مرغ سنگخوار. سنگخوار پرنده ایست که بدان در راستی مثل زنند زیرا آن پرنده «قطاقطا» فریاد میکشد و در خبر دادن از خود راست میگوید. و نیز گفته اند عرب از اینرو بدان مثل میزند که آوازی یکسان دارد و آنرا تغییر نمیدهد. (از فرائدالادب المنجد). اصدق من لفظ لحظ ؛ نگاه از لفظ راستگوتر است . (از فرائدالادب المنجد).