اصداغ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اصداغ . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ صُدْغ . (دهار) (منتهی الارب ). ج ِ صُدْغ، بمعنی مابین چشم و گوش مردم . و موی پیچیده بر صدغ فروهشته . (آنندراج ). بناگوشها. موهای بناگوش و میان چشمهاو گوشها و موها که بر این مواضع باشند. ج ِ صدغ، بمعنی میان چشم و گوش و موی پیچیده بر این جایگاه . (از اقرب الموارد) (قطر المحیط). و رجوع به صُدْغ شود.