اصحاب منقل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اصحاب منقل .[ اَ ب ِ م َ ق َ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) بمعنی یاران همصحبت . (از مصطلحات ) (غیاث اللغات ). بمعنی یاران همصحبت که در زمستان بدور منقل حلقه زده می نشینند و از هر باب حرف با هم زنند. (آنندراج ). ◄ بمجاز، بمعنی ارباب مشوره استعمال کنند : در محفلی که بسته زبان سپند من صد آتشین عذار در اصحاب منقل است . تأثیر (از آنندراج ). ◄ در تداول عامه، مبتلایان به تریاک . وافوریان . تریاکیان .