اصحاب قیاس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اصحاب قیاس . [ اَ ب ِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) دردانش پزشکی قدیم، طبیبان به دو گروه اصحاب تجربه و اصحاب قیاس تقسیم میشدند. صاحب ذخیره ٔ خوارزمشاهی آرد: باب نخستین در یاد کردن و طریق اصحاب تجربه و اصحاب قیاس در علاج کردن به داروهای مفرد و مرکب . (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). و همو آرد: طبیبان پیشینیان دو گروه بوده اند، یکی اصحاب تجربه و دیگر اصحاب قیاس، اما علم اصحاب تجربه نام داروهای مفرد بوده است و نسختها وداروهای مرکب ... اما اصحاب قیاس نخست طلب دانستن اختلافات مزاجات مردم کرده اند و دانستن اختلافات و احوال بیماریها و اختلاف اعراض ... (از ذخیره ٔ خوارزمشاهی ).و رجوع به اصحاب تجربه و عیون الانباء ج ١ ص ٢٣ شود.
اصحاب قیاس . [ اَ ب ِ ] (اِخ ) پیروان ابوحنیفه که آنان را اصحاب رای نیز میگفتند. رجوع به اصحاب رای شود.