اشیقر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اشیقر. [ اُ ش َ ق ِ ] (اِخ )حفصی گوید کوهی است به یمامه . (از معجم البلدان ).
اشیقر. [ اُ ش َ ق ِ ] (اِخ ) قریه ای است متعلق به بنی عکل . (از معجم البلدان ) (مراصد).
اشیقر.[ اُ ش َ ق ِ ] (اِخ ) وادیی است در حجاز. (از مراصد).وادیی است به حجاز. مضرس بن ربیعی گوید : تحمل من وادی اشیقر حاضره و الوی بریعان الخیام اعاصره . (از معجم البلدان ).