فرهنگ لغت

اشک

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(اَ) (اِ.) درختچه‌ای از تیرة پروانه واران که اصل آن از سیبری است و در ایران در نواحی استپی و کوهستان‌های خشک اطراف کرج می‌روید.<br>

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی اشک | فرهنگ لغت