اشکو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اشکو. [ اَ ] (اِ) سقف خانه . (برهان ) (انجمن آرا) (آنندراج ). مخفف اشکوب بمعنی سقف . (فرهنگ نظام ). ◄ هر مرتبه از پوشش خانه و بعربی طبقه خوانند. (برهان ). و آنرا اشکوب نیز گویند. (انجمن آرا). هر طبقه و مرتبه ٔ خانه . (فرهنگ نظام ) : ای قبله ٔ بیت الحرم عالم ششدر وی سدّه ٔ خاک درت ایوان نه اشکو . سنائی (از آنندراج ) (از فرهنگ نظام ). اشکوب . (جهانگیری ). و رجوع به شعوری ج ١ ص ١٤١ و آشکوب و اشکوب شود.