اشکفه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اشکفه . [ اِ ک ُ ف َ / ف ِ ] (اِ) بهار وشکوفه ٔ درخت . (برهان ) (آنندراج ). اشکوفه . (فرهنگ ضیاء). رجوع به شعوری ج ١ ص ١٤٩ شود. زهر. شکوفه ٔ درخت . (ناظم الاطباء). ◄ قی و استفراغ . (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). غثیان . منش گردا. هراش .