اشک ندامت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اشک ندامت . [ اَ ک ِ ن َ م َ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) اشک پشیمانی : امروز که در دست توام مرحمتی کن فردا که شوم خاک چه سود اشک ندامت . حافظ. صد رهم اشک ندامت اگر از سر گذرد عرق شرم کجا ره به جبین خواهد برد. کلیم (از آنندراج ). و رجوع به اشک پشیمانی شود.