اشپوزی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اشپوزی . [ اِ ] (اِخ ) ناحیه ای است در قضای پودگوریچه از قره طاغ و اراضی بسیار خوب و حاصلخیز دارد ولی موقع آن مساعد نیست و چون امتداد مرز واقع شده از نعمت امنیت محروم است . (قاموس الاعلام ترکی ).
اشپوزی . [ اِ ] (اِخ ) قصبه ای کوچک مستحکم و مرکز ناحیه است و آن به قضای پودگوریچه ملحق گردیده و این قضا طبق عهدنامه ٔ برلن به قره طاغ واگذار شده . قریب ١٢هزارگزی شمال غربی پودگوریچه و در جهت چپ یعنی شرقی از نهر زتا واقع شده .در گرداگرد این قصبه سوری مشتمل بر برج و باروها مشاهده میشود و یک قلعه ٔ باستانی هم در مقابل آن است وبوسیله ٔ پلی چوبی قصبه و قلعه با هم مربوط میشوند. در زمان اداره ٔ عثمانیان این قصبه قریب ١٠٠٠ تن سکنه و ٢٥ عدد دکان و ٣ جامع داشته و قسمت اعظم اهالی مسلم بودند و سپس مهاجرت کردند. (قاموس الاعلام ترکی ).