اشوع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اشوع . [ اَش ْ وَ ] (ع ص ) مرد ژولیده و پریشان موی . مؤنث : شَوعاء. ج، شوع . (منتهی الارب ) (آنندراج ). در المنجد چنین است : آنکه موی ژولیده و تیره رنگ دارد. ◄ اسبی که یکی از دو گونه ٔ آن سپید است . مؤنث : شَوعاء. ج، شوع . (از المنجد). ◄ (اِخ ) نام نیای قاضی کوفه سعیدبن عمروبن اشوع که از ثقات بود. (منتهی الارب ).