اشهاد کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اشهاد کردن . [ اِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) گواه گرفتن . گواه حاضر آوردن . گواهی خواستن : شهری جماعتی ثقات رابر آن گواه گرفت و اشهاد کرد. (سندبادنامه ص ٣٠٣).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اشهاد کردن . [ اِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) گواه گرفتن . گواه حاضر آوردن . گواهی خواستن : شهری جماعتی ثقات رابر آن گواه گرفت و اشهاد کرد. (سندبادنامه ص ٣٠٣).