اشناندانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اشناندانی . [ اُ ] (اِخ ) ابوعثمان سعیدبن هارون (متوفی ٢٨٨ هَ . ق .) اشناندانی . از پیشوایان نحو و لغت بود. او راست : کتاب الابیات و کتاب معانی الشعر و غیره . (از ریحانة الادب ). ابن الندیم او را در زمره ٔ لغویان و نحویان و عالمان بصره بشمار آورده و گفته است : ابوبکربن درید از وی روایت کرده و او را به بصره دیده است و انباری وی را در طبقات ادبا یاد کرده و گفته است : از ائمه ٔ لغت بود و نزد ابومحمد توزی تلمذ کرد و ابوبکربن درید لغت را ازو فرا گرفت . او راست : معانی الشعر - روایت ابوبکر محمدبن حسن بن درید ازدی - دمشق ١٣٤٠ هَ . ق . / ١٩٢٢ م . ص ٢٠٨. (از معجم المطبوعات ).و رجوع به معجم الادباء یاقوت و فهرست الموشح شود.
اشناندانی . [اُ ] (ص نسبی ) منسوب است به محله ای از بغداد موسوم به اشنان دان (از اشنان فارسی، غاسول معروف + دان، ادات فارسی بمعنی جای و مکان ) و یاقوت در معجم الادباء در ترجمه ٔ سعیدبن هارون بغلط تصور کرده است که نام محله اشنان است و در نسبت «دان » را بدان افزوده اند.