فرهنگ لغت

اشراف

/vâže/

واژگان فارسی سره واژه‌دان

فرونگریستن، دیده وری، توانگران، بلند پایگان٫بزرگواران، بزرگواران، بزرگان

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی اشراف | فرهنگ لغت