اشدخ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اشدخ . [ اَ دَ ] (ع اِ) شیر بیشه . ◄ (ص ) فرس اشدخ ؛ اسب سپیدروی . (منتهی الارب ). از رنگهای اسبهاست هر گاه سپیدی، پیشانی اسب را پر کند و به چشمان آن نرسدگویند اشدخ . و رجوع به غره شود. (از صبح الاعشی ج ٢ ص ١٩). مؤنث : شَدْخاء. ج، شُدُخ . (اقرب الموارد).