اشتون
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اشتون . [ اُ ] (اِخ ) لهجه ای در اشتوم است که موضعی نزدیک تنیس است . (از معجم البلدان ). رجوع به اشتوم شود.
اشتون . [ اُ ] (اِخ ) حصنی است به اندلس ازاعمال استان جیان . و در دیوان متنبی ذکر شده است که : و خرج ابوالعشایر یتصید بالاشتون ؛ گمان میکنم این اشتون محلی نزدیک انطاکیه باشد. (از معجم البلدان ).
اشتون . [ اُ ] (اِخ ) نام بلده ای است که در قرب شهر انطاکیه بوده است . (از قاموس الاعلام ). و رجوع به معجم البلدان و ماده ٔ قبل شود.