اشترگاوپلنگ
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. پَ لَ) (اِمر.) زرافه.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. پَ لَ) (اِمر.) زرافه.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اشترگاوپلنگ . [ اُ ت ُ پ َ ل َ ] (اِ مرکب ) حیوانی است که بعربی زرافه گویند. (آنندراج ) (انجمن آرای ناصری ). شترگاوپلنگ . همان شترمرغ است [ کذا ]. (شرفنامه ٔ منیری ). زرافه . (دهار). مِنضَحَه . منضَخَه . نَضّاحه . حیوانی است میان گاو وحشی و شتر حبشی و بین یوزپلنگ .(عقد الفرید ج ٧ ص ٢٦٥). زرافه که عوام زرپنا گویند، گردنش به شتر و پاهایش به گاو و بدنش به پلنگ شبیه است . (شعوری ج ١ ص ١٤٧). اسم حیوانی است که شباهت به شتر و گاو و پلنگ هر سه دارد... نام تکلمیش شترگاوپلنگ و نام عربیش زرافه است . و رجوع به اشترگاو و شترگاو شود. ◄ گفتارهای نامتناسب با یکدیگر. ◄ وضع ناهنجار و مقرون به هرج و مرج :