اسپیک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اسپیک . [ اَ ی َ ] (ص ) دزد اسب بودکه بغیر از اسب دزدیدن دیگر کارش نبود : اسپیک آمد [ هم ] آنگه نرم نرم تا برد مر اسپ او را گرم گرم . رودکی (از حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی ). لیکن ظاهراً در بیت فوق اسپیک معنی دزد اسب ندارد، یاءیای نسبت است و کاف، کاف تعریف مانند مردک، و هاء مانند پسره، و در لغت فرس چ تهران کلمه اسپیل ضبط شده و همین بیت رودکی شاهد آمده است . رجوع به اسپیل شود.