اسپک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اسپک . [ اَ پ َ ] (اِ) خیمه ٔ کلان . (غیاث اللغات ). ◄ از اندامهای اسطرلاب . (التفهیم بیرونی ). فَرَس . از اعضاء اسطرلاب . ◄ پره و دندانه ٔ کلید: المغبن ؛ جای اسپک کلید. المغرز؛ جای اسپک کلید. (مهذب الاسماء). و رجوع به اسبک شود.
اسپک . [ اِ پ ِ ] (اِخ ) جان هنینگ . یکی از مشاهیرجهانگردان انگلیس . مولد وی جوردانس بسال ١٨٢٧ م . و وفات سنه ٔ ١٨٦٤. وی در ١٧سالگی داخل خدمت نظام شده ودر عسکر هندی تا رتبه ٔ سرهنگی ترفیع یافت و در سال ١٨٥٦ به معیت سرهنگ بورتون به نیت اکتشافات به افریقای شرقی رفته از راه خلیج عدن داخل افریقا شد و از سال ١٨٥٧ تا ١٨٦٣ م . تنها بدیدن بحیره های بزرگ افریقارفت . و از راه زنگبار به خرطوم رسید و سیاحتنامه ٔ مکملی ترتیب داد که بفرانسه هم ترجمه و نشر شده است . وی دریاچه های ویکتوریا و آلبرت نیانزا را کشف کرد.