اسپندارمذ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اسپندارمذ. [ اِ پ َ م َ ] (اِخ ) در اوستا سپنتا آرمئیتی، در پهلوی سپَندارمَت، در فارسی سپندارمذ و اسپندارمذ و اسفندارمذ و سفندارمذ. سپنت صفت است بمعنی مقدس که بعدها به آرمئیتی متصل شده است، و آن خود مرکب است از دو جزء: اَرِم که قید است بمعنی درست، آنچنانکه باید و شاید، بجا. دوّم مَتی بمعنی اندیشیدن، در ترکیب ارم + متی، میم به ادغام حذف شده، بنابراین ارمتی بمعنی فروتنی و بردباری و سازگاری و سپنته آرمتی بمعنی بردباری و فروتنی مقدس است . در وِدا نیز آرمتی آمده . در یک موضع از ریگ ودا، و گاهی نیز در اوستا این کلمه بمعنی زمین استعمال شده، در پهلوی آنرا خردکامل ترجمه کرده اند. اسپندارمذ یکی از امشاسپندان هفتگانه ٔ دین زرتشتی است . اسپندارمذ در عالم معنوی مظهر محبت و بردباری و تواضع اهورمزداست و در جهان جسمانی فرشته ایست موکل بر زمین و به این مناسبت آنرا مؤنث دانسته، دختر اهورمزدا خوانده اند. سپندارمذ موظف است که همواره زمین را خرم و آباد و پاک و بارور نگه دارد. هرکه به کشت و کار پردازد و خاکی را آباد کند خوشنودی اسپندارمذ را فراهم کرده است . کلیه ٔ خوشنودی و آسایش در روی زمین، سپرده بدست اوست . مانند خودزمین این فرشته شکیبا و بردبار است مخصوصاً مظهر وفا و اطاعت و صلح و سازش است . ایزد آبان و ایزد دین وایزد ارد از همکاران و یاران او شمرده میشوند. دیو ناخشنودی و خیره سری موسوم به ترومئیتی، همستار یا رقیب و دشمن بزرگ سفندارمذ محسوب است . آخرین ماه سال و پنجمین روز ماه موسوم است به سپندارمذ. در ایران قدیم در این روز جشن میگرفته اند. بقول ابوریحان بیرونی این عید بزنان تخصیص داشته و از شوهران خود هدیه دریافت میکرده اند از این روبجشن مژدگیران معروف بوده است . بید مشک گل مخصوص سپندارمذ میباشد. (یشتها تألیف پورداود ج ١ صص ٩٣ - ٩٥). بنابر آنچه گذشت اسپندارمذ به چهار معنی آمده است : فرشته ٔ موکل بر درختان و بیشه ها و تدبیر امور و مصالحی که در ماه و روز اسفندار واقع میشود بدو تعلق دارد. (برهان ). رجوع به سپندارمذ شود ◄ (اِ مرکب ) نام ماه دوازدهم از سال شمسی . ◄ زمین . ارض . (برهان ). ◄ مدت ماندن آفتاب در برج حوت . اسفندارمذ. (مؤید الفضلاء) : باد عمر و ملک او چون مهر و آبان همنشین تا ز اسفندارمذ مه را بفروردین برند. مختاری . ◄ تمام روز پنجم از هر ماه شمسی و فارسیان این روز را در این ماه مبارک شمرند و عید کنند و جشن سازند بنابر قاعده ٔ کلیه ای که پیش ایشان متداول است که چون نام ماه با نام روزموافق باشد آن روز را عید کنند، نیک است درین روز جامه پوشیدن و درخت نشاندن . (برهان ) : سپندارمذروز خیز ای نگار سپند آر ما را و جام می آر. مسعودسعد. روز اسپندارمذ بر تخت شد تخت از انوار قدومش بخت شد. عطائی . رجوع به روزشماری در ایران باستان صص ٢١-٢٢ شود.