اسپرنگ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اسپرنگ . [ اِ پ َ رَ ] (اِخ ) اسفرنگ . شهریست نزدیک سمرقند و مولد سیف [شاعر] آنجاست . (برهان ). سپرنگ . (جهانگیری ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اسپرنگ . [ اِ پ َ رَ ] (اِخ ) اسفرنگ . شهریست نزدیک سمرقند و مولد سیف [شاعر] آنجاست . (برهان ). سپرنگ . (جهانگیری ).