اسپردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ پَ دَ) (مص ل.) پی سپر کردن، طی طریق کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ پُ دَ) (مص م.) سپردن، سفارش کردن.
(اِ پَ دَ) (مص ل.) پی سپر کردن، طی طریق کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اسپردن . [ اِ پ َ / پ ُ دَ ] (مص ) سپردن . سفارش کردن : بدان رنج و سختی بپروردیم کنون چونکه رفتی به که اسپردیم ؟ دقیقی . ◄ پی سپر کردن . پیمودن : مرد در ظلمت ایام گهر یابد و کام که بظلمت گهر اسپرد همی اسکندر. سنائی .