اسپاس
/vâže/
لغتنامه دهخدا
( اِ ) (اِ.) نک سپاس.<br>
فرهنگ فارسی معین
( اِ ) (اِ.) نک سپاس.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اسپاس . [ ] (اِخ ) موضعی قرب اوزکند که اکثر مردم آنجا بدست سپاهیان جوجی کشته شدند. (حبیب السیر جزو ١ از ج ٣ ص ١٠).
اسپاس . [ ] (اِخ ) قصبه ای در شمال غربی اوجان، از نواحی جنوبی آباده ٔ فارس .
اسپاس . [ اِ ] (اِ) صورتی از سپاس .