اسمان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اسمان . [ اِ ] (ع مص ) فربه کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). فربه کردن چیزی . (ترجمان علامه ٔجرجانی ). ◄ فربه شدن . ◄ فربه گشتن چاروایان کسی . ◄ صاحب ستور فربه شدن . مالک گردیدن فربه را. ◄ فربه خریدن . ◄ تر کردن طعام را به روغن . ◄ بسیارروغن شدن قوم . (از آنندراج ) (از ناظم الاطباء).
اسمان . [ اَ ] (اِ)صورتی است از آسمان که فلک باشد. ◄ نام روز بیست وهفتم از هر ماه شمسی . (ناظم الاطباء). روز بیست وپنجم است از ماههای قدیم و بیست وهفتم نیز به نظرآمده است . (برهان ) (آنندراج ). رجوع به آسمان شود.