اسماعیل پاشا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اسماعیل پاشا. [ اِ ] (اِخ ) مجار. وی در اتریش سمت ضابطی داشت و در وقعه ٔ مجارستان در سنه ٔ ١٢٦٥ هَ . ق . به دولت عثمانی ملتجی گردید و دین اسلام پذیرفت و با رتبه ٔ میرلوائی بسلک عساکر عثمانی درآمد و در محاربه ٔ کریمه بریاست ارکان حرب اردوی آناطولی تعیین شد و از شهر قارص مدافعه کردو پس از عودت به استانبول با رتبه ٔ فریقی به عضویت مجلس تنظیمات و بعد ببعض وظایف مهمه نایل گشت و در تاریخ ١٢٧٨ به والیگری کرت رسید و در سنه ٔ ١٢٨٢ درگذشت . (قاموس الاعلام ترکی ).
اسماعیل پاشا. [ اِ ] (اِخ ) حافظ. یکی از وزرای دوره ٔ سلطان سلیم خان ثالث . وی از مردم استانبول و پسر یکی از اعضای دولت بود. مولدوی سال ١١٧١ هَ . ق . است . وی بتحصیل پرداخت و قرآن را تماماً حفظ کرد و در زمره ٔ اعضای دولت درآمد و بشغل پدر راغب گردید، پس متصدی وظایفی چند مانند پیشکاری رئیس ینی چریان و باغبانباشی همایونی و نظائر اینها گردید و در خلال این احوال مظهر لطف و توجه همایونی شد و در سنه ٔ ١٢١٩ به رتبه ٔ وزارت بمنصب کاپیتن دریایی نایل گشت و پس از چهار پنج ماه در سال ١٢٢٠ مسندصدارت عظمی را اشغال کرد. وزیری باتدبیر و خردمند بود ولی از نشاءة الطاف و عنایات همایونی مست و مغرورگشت و بدفع بعض اکابر که رقیب خود می پنداشت کوشید اما از عهده ٔ کار نمیتوانست برآید، پس بترتیب فتنه و آشوب متوسل شد ولی باز بکام دل نرسید، تا در سال ١٢٢١ معزول و به پروسه تبعید شد لکن بعد از سکون و آرامش سلطان مصطفی خان منصب وزارت را مجدداً بوی داد و اورا بمحافظت بغاز سفید موظف و معین کرد، او یکی دو ماه در این مقام بود و درگذشت . (قاموس الاعلام ترکی ).
اسماعیل پاشا. [ اِ ] (اِخ ) (کرجی ) یکی از وزراءعصر سلطان محمودخان اول . وی اصلاً سمت بردگی داشت و خزینه دار بعضی مخدومین خود بود و بعداً بدرجه ٔ یوزباشی (ریاست صده ) نایل گشت آنگاه با وظیفه ٔ خوانسالاری موظف شد و سپس پیشکار ابراهیم پاشا صدراعظم گردید و در وقعه ٔ سال ١١٤٣ هَ . ق . دارای وظیفه ٔ مهمی بود سپس رئیس بکتاشیان و بعد رئیس ینی چریان شد و آنگاه به رتبه ٔ وزارت ترفیع یافت و هدف نهائی او صدارت بود لذابیکار نشستن نمیتوانست و همیشه در تقلا بود تا در سال ١١٤٥ به ایالت روم ایلی و سپس بمعیت عبداﷲپاشا سرعسکر ایران تعیین شد و در سنه ٔ ١١٤٧ والی بغداد شد و یک سال بعد در موقع نخستین عزل ناگهانی علی پاشا با کم» آغاباشی بمسند صدارت عظمی ترفیع یافت . در موقع ریاست بکتاشیان در سف» دماء بی پروایی میکرد و تحقیقات لازمه برای حقانیت بعمل نمی آورد و با این وصف آوازه ٔ مهارت و اقتدار او در افواه عوام افتاده و مشهور شده بود. در زمان صدارت وی هم باب رشوه و ارتشا مفتوح گردید لذا مدت صدارت او از هشتادوهفت روز تجاوز نکرد وپس از معزولی اموالش را مصادره کردند و او را به رودس تبعید و بعد به ساقز منتقل کردند و بالاخره باز به محافظی حانیه منصوب گردید و او در همین جا درگذشت . شخصی سفا» و هتا» و نادان بود. (قاموس الاعلام ترکی ).