فرهنگ لغت

اسماعیل آباد مستعان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اسماعیل آباد مستعان . [اِ دِ م ُ ت َ ] (اِخ ) دهی جزء دهستان غار بخش ری شهرستان تهران، در ١٥٠٠٠ گزی شوسه ٔ قم، حدود کهریزک . جلگه، معتدل . سکنه ١٧٥ تن . زبان فارسی . آب آن از قنات .محصول آن غلات، صیفی، چغندرقند. شغل اهالی زراعت . راه فرعی به شوسه دارد. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١).

معنی اسماعیل آباد مستعان | فرهنگ لغت