اسم فاعل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اسم فاعل . [ اِ م ِ ع ِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) در نزد نحویان اسم مشتقی را گویند که بر چیزی اطلاق گردد که فعل از آن سرزده باشد. و بااین تعریف همه ٔ صفات مشبهة و تفضیل و مبالغه خارج میشود. رجوع به کشاف اصطلاحات الفنون شود. سیوطی در البهجة المرضیة فی شرح الالفیة گوید: اسم فاعل کلمه ایست که از مصدر بوزن مضارع ساخته شود تا بر فاعل آن فعل دلالت کند. اسم فاعل مانند فعل عمل میکند، فاعل را رفع و مفعول را نصب میدهد. ابن مالک گوید : کفعله اسم فاعل فی العمل ان کان عن مضیه بمعزل و ولی استفهاماً او حرف ندا او نفیاً او جاصفة و مسندا و قد یکون نعت محذوف عرف فیستحق العمل الذی وصف و ان یکن صلةال ففی المضی و غیره اعماله قد ارتضی . در فارسی : اسم فاعل نیز مانند مضارع از ریشه ٔ فعل یا فعل امر مشتق و ساخته میشود بدین نحو که به آخر ریشه ٔ فعل «نده » افزایند: زن، زننده . رو، رونده . شو، شونده . خوان، خواننده . گوی، گوینده . بعض افعال، اسم فاعلی ندارند یا اسم فاعلشان قلیل الاستعمال است، چون خندیدن، توانستن، خستن . در این گونه افعال عوض اسم فاعل، صفت فاعلی آورند، چون : خندان، یا صفت مشبهه چون توانا، و اگر فعل لازم باشد اسم مفعول آورند چون : خسته . و بیشتر فعلهای لازم اسم فاعل ندارد. اسم فاعل در حالت نفی «نا» به اول آن درآید چون : ناچرنده و ناگذرنده .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی