اسلامیان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اسلامیان . [ اِ ] (اِ مرکب ) ج ِ اسلامی (بسیاق فارسی ). مسلمانان : مرا اسلامیان چون داد ندْهند شوم برگردم از اسلام ؟ حاشا. خاقانی . تحفه ٔ اسلامیان دعاست که یارب خسرو اسلام شهریار بماناد. خاقانی . فرمانده اسلامیان دارای دوران اخستان عادلتر بهرامیان پرویز ایران اخستان . خاقانی .