فرهنگ لغت

اسقطری

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اسقطری . [ اُ ق ُ طَ ] (ص نسبی )سَقوطَری . منسوب به اسقطره . و رجوع به سقوطر شود.

اسقطری . [ اُ ق ُ را ] (اِخ ) سقطری . سقوطره . اسقطرا. (الجماهر بیرونی ص ١١ - ذ). جزیره ای است بدیار هند بر چپ کسی که از بلاد زنگ آید. صبر و دم الاخوین از آنجا آرند. (از منتهی الارب ).

معنی اسقطری | فرهنگ لغت