فرهنگ لغت

اسقام

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اسقام . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ سُقم و سَقم . بیماریها. امراض . (غیاث ). اسقام، جماعةالسقم . (دهار).

اسقام . [ اِ ] (ع مص )بیمار کردن . (تاج المصادر بیهقی ). بیمار گردانیدن : اسقمه اﷲ؛ بیمار گرداند او را خدای . (منتهی الارب ).

معنی اسقام | فرهنگ لغت