فرهنگ لغت

اسقال

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اسقال . [ اِ ] (معرب، اِ) اسقیلا. اسقیل . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). پیاز دشتی . (منتهی الارب ). عنصل . بصل الفار. رجوع به اسقیل شود.

معنی اسقال | فرهنگ لغت