فرهنگ لغت

اسقاب

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اسقاب . [ اِ ] (ع مص ) نزدیک شدن . (تاج المصادر بیهقی ). نزدیک آمدن : اسقبت الدار؛ نزدیک شد سرای . (از منتهی الارب ). ◄ نزدیک گردانیدن . (تاج المصادر بیهقی ). بنزدیک کردن . (زوزنی ). نزدیک کردن : اسقبتها؛ نزدیک گردانیدم او را. (منتهی الارب ).

معنی اسقاب | فرهنگ لغت