فرهنگ لغت

اسفیریا

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اسفیریا. [ اِ ] (اِ) اکنون سفیریه گویند، غذائی مرکب از گوشت، تخم مرغ و پیاز: فقال لکاتبه اِن عشت ُ قلیلاً لاطعمنک اسفیریا من لحوم هذه الجزر مااکلت مثلها قط. (ابن القوطیه نسخه ٔ خطی پاریس شماره ٔ ٧٠٦ از دزی ج ١ ص ٢٢).

معنی اسفیریا | فرهنگ لغت