اسطوره
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اُ طُ رِ) [ ع. ] (اِ.)<BR>۱- افسانه، قصه.<BR>۲- سخن بیهوده و پریشان. ج. اساطیر.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اُ طُ رِ) [ ع. ] (اِ.) ۱- افسانه، قصه. ۲- سخن بیهوده و پریشان. ج. اساطیر.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اسطوره . [ اُ رَ ] (ع اِ) اسطور. اسطارة. سخن پریشان و بیهوده . سخن باطل . (غیاث ). ◄ افسانه . (مهذب الاسماء) (غیاث ). ج، اساطیر : قفل اسطوره ٔ ارسطو را بر در احسن الملل منهید. خاقانی .
مترادف و متضاد واژهدان
افسانه، داستان، قصه (متضاد: تاریخ)
واژگان فارسی سره واژهدان
داستان، افسانه، استوره