اسطوان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اسطوان . [اُ طُ ] (اِخ ) ثغری است بروم . (منتهی الارب ). قلعه ای است در حدود رومیه از ناحیه ٔ شام . (مراصد الاطلاع ).
اسطوان . [ اُ طُ ] (ع ص ) شتر درازگردن یا بلندبالا. (منتهی الارب ). اشتری بلند. (مهذب الاسماء). ◄ (اِ) ایوان . دهلیز. کریاس . (دزی ج ١ ص ٢٢). ◄ ستون : بارانی پوشیده بر عادت مسافران بنزدیک اسطوانی رفت . (تفسیر ابوالفتوح رازی ).