اسطخر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اسطخر.[ اِ طَ ] (اِخ ) اصطخر. بر وزن و معنی استخر باشد وآن قلعه ای است در ملک فارس، چون در آن قلعه تالاب بزرگی بوده است بنابر آن به این نام اشتهار یافته است .بعضی گویند معرب استخر است . (برهان ). رجوع به استخرو رجوع بفهرست التفهیم بیرونی شود. ◄ (اِ) آبگیر. تالاب . (برهان ). طرخه . جائی که آب قنات یا چشمه در آن بینبارند و گاه حاجت بمزارع روان کنند.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی