اسطام
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اسطام . [ اِ ] (اِخ ) لقب شمشیر عبداﷲبن اضرم .
اسطام . [ اِ ] (ع اِ) کفچه . (بحرالجواهر). کفچه ٔ آتش . کبچه ٔ آتشدان . ◄ آتش کاو از آهن . (از منتهی الارب ). ◄ چیزی است که به آن خاک از کله برمیدارند و آنچه به آن خمیر از لاوک بردارند. ج، اساطیم . ◄ فروزینه ٔ آتش . (منتهی الارب ). ◄ نوعی از حدید است که فولاد باشد. (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). شاپورگان . شابرقان . (داود ضریر انطاکی ذیل کلمه ٔ حدید). پولاد کانی . ذکر. فولاد معدنی . ◄ از آلات منجنیق حدیده ای است در طرف سهم، آنجا که سنگ افکندنی را آویزند.