فرهنگ لغت

اسریقون

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اسریقون . [ ] (اِ) زرقون . (دزی ج ١ ص ٢١). زنجفر سوخته است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ).

معنی اسریقون | فرهنگ لغت