اسروش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اسروش . [ اُ ] (اِ) سروش . (جهانگیری ). آواز خوش . (برهان ) (انجمن آرا). ◄ نام روز هفدهم از هر ماه شمسی . (برهان ). ◄ فرشته را نیز گویند مطلقاً. (برهان ). ملائکه عموماً. (رشیدی ). ملک . فریشته . ◄ هاتف غیب . (رشیدی ). ◄ (اِخ ) جبرائیل . (رشیدی ). ◄ نام فرشته ای است که تدبیر امور بندگان بدست اوست . (برهان ). رجوع به سروش شود.